حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
شاعر : محمد غفاری
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب
دوباره شهر پُر از شور و شوق و شیداییست دوباره حال همه عاشـقـان تماشاییست
که فصل پر زدن از انزوای تنهاییست سفر، حکـایت یک اتـفـاق رؤیـایـیست
ببـنـد بـار سفـر را که یار نزدیک است
طلـوع صبح شب انتـظار نزدیک است
ببین که قفـل قـفـس را شکـسته، میآیند کـبـوتـران حـرم دسـتـه دسـتـه میآیـنـد
چو موج از همه سو دلـشکـسته میآیند غریب، از نفس افـتاده، خـسته، میآیند
که باز بعـد چهـل شـب، کـنار او باشند
شـبـیه حـضرت زیـنب کـنـار او باشـند
تـمـام پـشـت ســر جــابـر بـن عـبــد الله چه عـاشـقـانه قـدم میزنـند در این راه
از اشـتـیـاق حــرم راه مـیشـود کـوتـاه هر آنکه خواهد از این جام عشق، بسم الله
که این پیادهروی برترین عزاداریست
قسم به نور، که این ابتدای بـیداریست
دوبـاره حـال من و شعر میشود مبهـم دلی که دست خودم نیست میشود کمکم
در آرزوی حـرم غـرق در غـم و ماتـم اگر اجـازه دهـد زائـرش شـوم، من هم
«غروب در نفس تنگ جاده خواهم رفت
پـیـاده آمـده بـودم، پیـاده خـواهم رفت»
|